ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
193
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
عفّت مىباشد با خيرات مختلفى كه در آن موجود است مانند اين كه همّت مردم نيكوكار جمع مىشود و نازل شدن رحمت و بركت را بر صاحب بخشش از خدا مىخواهند و ذهن بيشتر نيكوكاران و بخشندگان در آغاز عادتشان به كار خير و احسان منفعل مىشود مانند شكر و ستايش و اظهار ذلَّت مردم براى آنها و فروتنى و خدمت به آنان ، ناگزير امام ( ع ) هشدار مىدهد بر خوبى نيكى به اين كه يادآورى فرموده است كه نيكى كردن سبب و عامل بنده شدن آزادگان مىباشد پس اگر شخص نيكوكار از آن متأثّر شود برايش به زودى روشن مىگردد كه در نيكى چه قدر خيرات وجود دارد كه لازم است به دست آيد و اين درخت پسنديده چه مقدار ميوهء گوارا دارد كه پاكيزه و چيدنى است ، و خدا سر پرست توفيق است . كلمهء سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : الجزع عند البلاء تمام المحنة . بى تابى در هنگام مصيبت آزمايش كامل است . شارح گويد : قبلا دانستى كه جزع بيمارى نفسانى است كه با تصوّر از دست دادن محبوب يا فوت شدن خواسته عارض مىشود و بلا در اين جا به معناى امتحان به وسيله كار ناخوش آيند است اگر چه گاهى هم امتحان به كار خير مىباشد چنان كه گفته مىشود امتحان كرد او را امتحان نيكويى و همچنين محنت نيز آزمايش به كار نامطبوع مىباشد ، و مقصود از اين كلمه توضيح اين مطلب است كه هر كس برايش آزمايش به امر مكروهى مقدّر شده است به حكم ذات حق مورد آزمايش قرار مىگيرد و به سبب آن نفسش متألم شود ، آن تألم امتحانى ديگر است كه بايد خود را آمادهء آن كند علاوه بر امتحان اول كه دفعش از خودش واجب بود و بخواهد كه برايش مسلَّم و مقدّر نشود و امتحانى كامل باشد ، و لازمهء اين كلمه نهى از بى تابى است چون امام ( ع ) توضيح داد كه شخص جزع كننده كه با جزع از امتحان مىگريزد مانند همان بلا را با بى تابيش به طرف خود كشانيده است . سپس بايد بدانى كه سبب جزع آزمندى بر به دست آوردن لذّتهاى جسمانى و تمايل بر باقى ماندن شهوتهاى بدنى و افسوس بر از دست دادن آنهاست و كسى كه مىپندارد لذّتهاى به دست آمده برايش ماندنى و ثابت است بر آن لذّات جسمانى مورد علاقه اش بى تابى مىكند و همهء چيزهايى را كه از دست داده و در طلب آنهاست ناگزير بايد به دست آورد و ملك او شود و همهء اين امور ( پندارها ) ياد شده نشان بى خبرى و غرور او مىباشد چون